شب آرزوها


تمام اميدم يك شب به نام شب آرزوها بود

خدایا

دلم می خواهد شبیه بی کس ترین آدمهای روی زمین باشم

شبیه آدمهایی که جز تو یاوری ندارند

از عظمت مهربانیت در حیرتم

چگونه به من محبت میکنی

در حالی که در سرزمین وجودم فصل سرد شیطانی حاکم است

خدایا!

سجده میکنم در برابرت که اینقدر در برابر من و گناهان من صبوری

کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم...

| | 

[تصویر:  13685500092.jpg]

 

سلام

امسال سومین سالی هست که وبلاگمو راه اندازی کردم

هرسال تو همچین شبی هزار تا آرزو میکنم برای هممممممه بعدم برای خودم

امسال هم به امید خدا منتظر نی نی ام هستم و زندگی آرومی دارم

برام دعا کنید کوچولوم  سالم به دنیا بیاد

امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن

| | 

 
| | 
نوروز ۱۳۹۳ مبارک



بهار آمد که تا گل باز گردد                                  سرود زندگی آغاز گردد


بهار آمد که دل آرام گیرد                                   ز درد و غصه ها فرجام گیرد



           بهار  بر شما مبارک                 

| | 

عيد، «حول حالنا» است
كه واجب است بفهميم
عيد، شوقي است
كه پدرم را به مزرعه مي خواند
عيد، تن پوش كهنه باباست
كه مادر
آن را به قد من كوك مي زند
و من آن قدر بزرگ مي شوم
كه در پيراهن مي گنجم
عيد، تقاضاي سبز شدن است
يا مقلب القلوب!

| | 

 " دلم شکسته تر  از شیشه های شهر شماست "

 

| | 

 

اگر نمیتوانی به کسی امید بدهی ٬ نا امیدش نکن اگر شنونده خوبی هستی ٬ راز دار خوبی هم باش اگر نمیتوانی زخمی را مرحم بکشی ٬ نمک هم نباش اگر خواستی کسی را سیر کنی ماهی بهش نده ٬...

| | 

| | 


امروز دلم خونتر و دیوانه تر است

هجر و غم و گریه نیست، حالی دگر است

بتواند اگر کسی بقلبم نگرد،

داند کسی ار چه بر دلم می گذرد،

*

بیهوده نگویند جهان در گذر است

*
افسوس که هیچکس بکارم ناید

دردا، خبری از آن دیارم ناید

در دست فراق گشته ام سخت اسیر

شو یار من ای جنون و دستم میگیر

*

*
ای روز! چه بی صفا و جانفرسائی

ای شب! چه سیاهکار و وحشت زائی


ای چرخ! چه پست و مست و بی پروائی

ای عمر! چه جانگزا و بی معنائی

 

 

| | 

                  

تو کجایی سهراب

                                

اب را گل کردند


چشمها را بستند


وچه با دل کردند...


وای سهراب کجایی اخر؟


زخم ها بر دل عاشق کردند


خون به چشمان شقایق کردند


تو کجایی سهراب؟


که همین نزدیکی عشق را دار زدند


همه جا سایه ی دیوار زدند


وای سهراب(دلم را کشتند)

| | 

دلم گرفته انگاری غصه تمومی نداره

خدا کجایی تا دلم سر روی شونت بذاره

دلم گرفته از همه هیشکی نمی فهمه منو

شونتو کم دارم خدا تو دیگه از پیشم نرو

دلم گرفته انگاری غصه تمومی نداره

خدا کجایی تا دلم سر روی شونت بذاره

دلم گرفته از همه هیشکی نمی فهمه منو

شونتو کم دارم خدا تو دیگه از پیشم نرو

 

| | 

سلام

خیلی وقته آپ نکردم

آخه سم شلوغ اساسی از یه طرف دارم جهازمو کامل میکنم

از یه طرف تا ۳ سرکارم و از طرف دیگه ۳ تا ۸ شب دانشگاه

امتحاناتم کم کم داره شروع می شه ایکاش بهمون ترم تابستون نمیدادن

میگن اختیاری اما از اجباری هم اجباری تره

مهدی هم میگه الا بالله باید تو همین چند روز مجلس بگیریم

موندم چیکار کنم از یه طرف حاضر نیستم به خاطر امتحانا زندگی مو خراب کنم از طرف دیگه هم خوب امتحان و استرس و عروسی و........................

برام دعا کنیییییییییییییییییییید.

| | 
 

عزیزم بهترین انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسیر زندگی است

هر چیز خوبی در دنیا فقط یکیست ٫۱ شاخه گل به مناسبت  اولین  سالگرد ازدواجمان تقدیمت میکنم ٫

یاد آور  بهترین انتخاب زندگی ام را فراموش نمیکن
 

با آمدن تو بهترین و زیبا ترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد،

تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم

پس برایم بمان و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم

 سالگرد ازدواجمان را به تو تبریک میگویم

| | 
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
| | 

 

 

 

اممممممممروز

 وبلاگم دوسا لش شد درست دوسال قبل با هزار هزار تا آرزو این و درست کردم و با هزار امییییییید.

امروز از یه عالمه آرزویی که دوسال پیش کردم به ی چیزای رسیدم خوب یا بد

پارسال این موقع خوشحال بودم کارم درست بود

امسال این موقع ازدواج کردمو تقریبا سرو سامون گرفتم و کم کم دارم امادهه میشم برم سر خونه زندگی و خونه بخت و.......... ای دانشگامم ردیفه همزمان دارم درسمم میخونم ترم ۳ کارشناسی ای تی .نمیتونم ناشکری کنم خدا خیلی چیزا بهم داده البته هیچ چیز دقیقا دقیقا دقیقا همونجور که میخوای پیش نمیره پس بیاید امشب  فقط امشب از خدا بخوایییییییییییییییییییییییییییییم ههمممون عاقبت به خیر بشیم

اون خودش خوب میدونه چیکار کنه

پس بیاید براش تعیین تکلیف نکنیم

و بگیم چی و چی و چی وو.... میخوایم

فقط بگیم خدایا همه مونو عاقبت به خیر کن

| | 

به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد

 به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز

 

احمقانه ترین،مضحک ترین،تصنعی ترین ودروغین ترین

بهانه برای پایان دادن به یک رابطه این جمله است:

"عزیزم تو خیلی خوبی،من لیاقت تو رو ندارم

 

بكوش گذر زندگيت سرگذشت درگذشت آرزوهايت نباشد

 

خدای من منو ببین چقده ناامید شدم

انگاری توی آیینه منم که عاشق شدم

انگار که بدون یارت ازهمه بیزاری

 تاقلبش از راه نرسه یه عاشق بیماری

 از صبح تا سپیده سحر گریه میکنن

 چشمونم تا نیای تااخر عمرم پشت پنجره می مونم

 هرچند هیچ وقت تو نمی یای اینو خودمم میدونم

 

درزندگی نه گل باش که اسیرخاک شوی

 ونه باران باش که به خاک بیفتی

خاک باش تاگل ازتوبرویدوباران به خاطرتوببارد

 

اشک چشمام جمع شده ، یواش یواش سنگ شده

 خبر داری چه اندازه ، دلم برات تنگ شده ؟

 

یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد

این چندمین پیامک است ندادی پاسخ ای دوست فقط

 حساب دستت باشد

 

·  هیچوقت حرفایی رو که مردم موقع عصبانیت

 بهت می زنن فراموش نکن چون حقیقته

 

بغض چشمه ی اشکیست که غرور را سیراب کرده

 و تبدیل به سراب شده

 

مثل شقايق زندگي كن كوتاه اما زيبا

مثل پرستو كوچ كن فصلي اما هدفمند

 مثل پروانه بمير دردناك اما عاشق

 

زندگی مثل آمپول توباسنه.هرچی سفتو سخت بگیری

 بیشتر دردت میاد  شل کن بابا.

 

انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند

 انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند

 انسان هاي كوچك بي دردند

 انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

 انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

 انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

| | 

خداوندا پرسشی دارم...؟


رها کن آسمانها را،بیا اینجا قضاوت کن

ببینم در زمین یک مرد پیدا میکنی یا نه؟

تو هم مثله همه،امروزو فردا میکنی یا نه؟

بندگانت را از ننگ آدم بودن و بیهوده فرسودن،مبرا میکنی یا نه؟

برای آخرین پرسش

قیامت را بگو،مردانه،برپا میکنی یا نه؟

| | 

 

 

سلام

اول عیدتووووووووووووون مبارک

دوم ما امسال با مهدی جونم و بابای و داداش رفتیم شمال

سیزده خیلی عالییییییییی بود

از طرف اداره ویلا داده بودن خزر آباد ساری  ویلای شقایق

حدود دوازده روز رفت و امدمون طول کشید

مسیرمون کاشمر امام زاده سید حمزه ظهر موندیم -قدمگاه شب خوابیدیم  -ساری امامزاده عباس شب خوابیدیم  -خزر آباد ویلاسه شب و چها روز  -برگشت -دامغان -چشمه علی ی شب اونجا بودیم -میامی - مشهد -و خونه

خیلی خوب بود لب ساحل من و مهدی تنها سیزده بدر مونم سیزده بدری بود بر خودش

| | 

| | 

گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من

باشـد ، قبـول ،کفتر نامهربان من

هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت

پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من

این جمله که برای بیانش به چشم تو

افتـاده است باز به لکنـت ، زبان من

آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای

دیگر رسیـده کارد ، بر این استـخوان من

نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی

این یک تراژدی ست ـ غم ِداستان من

یک شب بیا و ضامن ِ من باش نازنین!

وقتی دخیـل ، بستـه به تو آهوان ِ من

دل بــرکن و به شهـرِ دل ِ من بیا عزیز!

زخـم زبان مردم ِ چشـمت ، به جان ِ من

باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم

آخر رسیـده است به پایـان ، زمان من

| | 

مـــن "نـــدار"بـــودم ...

 عروســـک قصـــه هایم پریـــد ...!

"
دارا
" کـــه باشـــی،

"
ســـارا
" بـــا پـــای خـــودش،

بـــه سراغـــت می آیـــد ......!

 

 



 

| | 

دلم پرواز می خواهد

دلم با

تو پریدن در هوای باز می خواهد

دلم آواز می خواهد،

دلم از تو سرودن

با صدای ساز می خواهد

دلم بی رنگ و بی روح است

دلم نقاشی یک قلب پر

احساس می خواهد

| | 

گفتند : ستاره را نمی‌توان چید
و آنانکه باور کردند
برای چیدن ستاره
حتی
دستی دراز نکردند.
اما باور کن
که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره
دست درازکردم
و هرچند دستانم تهی ماند
اما چشمانم لبریز ستاره شد

| | 
نكته هايي از دالائي لاما :
1- به خاطر داشته باش که عشقهاي سترگ ودستاوردهاي عظيم، به خطر کردنها و ريسکهاي بزرگ محتاجاند.
2- وقتي چيزي را از دست دادي، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- اين سه ميم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤوليتپذيري در برابر کارهايي که کردهاي
4- به خاطر داشته باش دست نيافتن به آنچه مي
جويي، گاه اقبالي بزرگ است.
5- اگر مي
خواهي قواعد بازي را عوض کني، نخست قواعد را فرابگير.
6- به خاطر يک مشاجره
ي کوچک، ارتباطي بزرگ را از دست نده.
7- وقتي دانستي که خطايي مرتکب شده
اي، گام
هايي را پياپي براي جبران آن خطا بردار.
8- بخشي از هر روز خود را به تنهايي گذران.
9- چشمان خود را نسبت به تغييرات بگشا، اما ارزش
هاي خود را به
سادگي در برابر آنها فرومگذار.
10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترين پاسخ است.
11- شرافتمندانه بزي؛ تا هرگاه بيش
تر عمر کردي، با يادآوري زندگي خويش دوباره شادي را تجربه کني.
12- زيرساخت زندگي شما، وجود جوي از محبت و عشق در محيط خانه و خانواده است.
13- دانش خود را با ديگران در ميان بگذار. اين تنها راه جاودانگي است.
14- با دنيا و زندگي زميني بر سر مهر باش.
15- بدان که بهترين ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نياز شما به هم سبقت گيرد.
16-سالي يک بار به جايي برو که تا کنون هرگز نرفته
اي.
17- وقتي مي خواهي موفقيت خود را ارزيابي کني، ببين چه چيز را از دست داده
اي که
چنين موفقيتي را به دست آورده‎اي.
18- در آشپزي، جسورانه دل را به دريا بزن.
| | 

 

عشق طرح ساده لبخند ماست
معنی لبخند ما پیوند ماست
عشق را با دست های مهربان
هر که قسمت می کند مانند ماست
عشق یعنی اینکه ما باور کنیم
یک دل دیگر ارادتمندماست
دوستی همسایه ی نزدیک ما
مهربانی نیز خویشاوند ماست
شرح مبسوط زیان و سود عشق
چشم غمگین و دل خرسند ماست
گرچه ما خود را نصیحت می کنیم
عشق اما بی خیال پند ماست
دست خوبت را به دست من بده
دستهای ما پل پیوند ماست
در همه قاموسهای معتبر
عشق تنها واژه پیوند ماست
کیست عریان تر زما در متن عشق
ارتفاعات غزل الوند ما

| | 

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟


شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

 

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی


گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

 

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را


چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

 

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم


آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند


حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

| | 

باران میبارد امشب بر سکوت تنهایی ام

و سکوتم با ترنم باران همنوا می شود

     واین بغض خیس میشکند

     بغضی که از فراق چشمانت

         تا سحر منتظر بود.

      دل بودنت را بهانه می کرد

      صدایت کرد٬نشنیدی اما

        با نم نم باران ٬

       زار زار گرییست

| | 

شاهزده کوچلو چي مي خواي

روي زمين جاي تو نيست

اينجا اميدي به سحر براي فرداي تو نيست

آفتاب غروبي نداريم

روزهاي خوبي نداريم

واسه سفر به ناکجا يه اسب چوبي نداريم

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشي شب و روز بهانه جنون نبود

يه وقت مثه ماها نشي

خسته ،کلافه ،نيمه جون

تو حسرت يه تيکه ابر

ديدن يه رنگين کمون

اينجا ديگه نشونه اي از گل سرخ و لاله نيست

کنار ماه دوديمون نشونه هاله نيست

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشي شب و روز بهانه جنون نبود

تو شبا جاي ستاره سکه شماري مي کنيم

با گل هاي پلاستيکي عصرو بهاري مي کنيم

کي گفته اينجا بموني؟

پاشو برو به آسمون

همون جا پيش گل سرخ

تو خونه خودت بمون

شاهزده کوچلو چي مي خواي

روي زمين جاي تو نيست

اينجا اميدي به سحر براي فرداي تو نيست

آفتاب غروبي نداريم

روزهاي خوبي نداريم

واسه سفر به ناکجا يه اسب چوبي نداريم

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشي شب و روز بهانه جنون نبود

| | 

  

 

           ای  که  رویت  همچو  باغ  اطلسی 

                                                              سجده  کردم   بر  تو   با   دلواپسی 

           کی  به  رویت  می رسد ای  گلعذار 

                                                              لعبتان   ترک  و    هند  و    تونسی 

           ساتکین  داری به چشمت از شراب 

                                                             دل  بشد  زین  ساتکین  بر  مفلسی 

           روی  زیبایت    نشــانی   از  جمیل 

                                                              ای  جمیله  کشته ها  داری  بسی 

           سجده کردم  سجده ای پر  رمز و راز 

                                                            همچو  مریمت نمی خواهد  کسی 

| | 

زیباست این زندگی با تو... فقط با تو

زیباست لحظه های عاشقی... با تو... تنها در کنار تو

زیباست لحظه ی غروب ...با تو... فقط به یاد تو

لحظه ای که با تو هستم بهترین لحظه ی زندگی ام است

که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد

دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم

هیچگاه به پایان نرسد

زیباست این زندگی در کنار تو... فقط با عشق تو

زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم

 یا با تو... و یا به یاد تو

این زندگی زیباتر از گذشته میگذرد

 چون با تو... وعاشق تو هستم

این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد

 چون با تو... و به یاد تو هستم

خوشبخت است این قلب عاشق من چون تنها تو را دوست دارد

تو را... فقط تو را...

با تو می ماند عاشقانه میماند

هیچگاه تو را تنها نمیگذارد

میگویم دوستت دارم چون لایق این دوست داشتنی

فقط تو لایق این عشق بی پایان منی

میگویم با تو می مانم عاشقتر از همیشه فقط با تو

چون تنها تو سر پناه این قلب عاشق منی

عشق من و تو ماندگار است تا ابد برای همیشه

فقط با هم تنها در کنار هم

زیباست کلام عشق شیرین است لحظه های با تو بودن

 فقط با تو ...و آن قلب مهربان تو

عشق من و تو برای همیشه در خاطره ها و یادها می ماند

یک عشق ابدی و بی پایان

 لبخند عشق همیشه بر لبان من جاریست

فقط با تو... و به عشق تو

| |